داستان های از بزرگان و منابع جدید قدیم
نويسندگان
سید رضا هاشمی



 

 

 

 

در مدینه مرد دلقكى بود كه با رفتار خود مردم را مى خندانید، ولى خودش ‍ مى گفت :

من تاكنون نتوانسته ام این مرد ((على بن حسین )) را بخندانم .

روزى امام به همراه دو غلامش رد مى شد، عباى آن حضرت را از دوش ‍ مباركش برداشت و فرار كرد! امام به رفتار زشت او اهمیت نداد. غلامان عبا را از آن مرد گرفته و بر دوش حضرت انداختند.

امام پرسید:

این شخص كیست ؟

گفتند:

دلقكى است كه مردم را با كارهایش مى خنداند.

حضرت فرمود:

به او بگویید: ((ان لله یوما یخسر فیه المبطلون )) خدا را روزى است كه در آن روز بیهوده گران به زیان خود پى مى برند.

 

 




 
 
[ چهارشنبه 8 شهریور 1396  ] [ 11:17 AM ] [ سید رضا هاشمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

درباره وبلاگ

آخرين مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 48927 نفر
كل مطالب : 769 عدد
کل نظرات : 0عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 1 اسفند 1396